تبليغاتX
** FaNoSe ShAbHay TaRiK**


** FaNoSe ShAbHay TaRiK**

ٌ۩۞۩ٌویرانه شدم ترانه ای باید خوانددرمعبد دلتنگ چرا باید ماندٌ۩۞۩ٌ

سلام  روفقاااااااااااا

اومد م دیدین اومدم ولی چه فایده همه چیمو از دس دادم

 زندگیم عمرم تمام

خیلی دلم گرفته دلم تنگه واسه همه دوستام همکارام 

دلم تنگه واسه  وجودم بچم نمیدونم کجاست چه میکنه پیش کیه چکارا سرش میارن

پسری که شبا تو بقلم بود روزا با هزار التماسو بوسه باید بیدارش میکردم  خدایا چرا چرااااا چراااااااااااااااا

اخه چرا من؟؟؟؟

بیخیال بیخیاللللللللللللللللللللللللللللللللللل بیخیاللللللللللللل همه چی چیزیه که شده بازم به بزرگی و عظمتت شکر میکنم

 تنها دل خوشی  من بعده 9 ماه بد نیا اومدن پسر داداشمه رادوین شب و روزم دارم کنار رادوین میگذرونم

خیلی دوسش دارم نازه ولی خیلی  ظریفو کوچیکه 15 روزشه من خیلی به رادوین کوچولو نازم  عادت کردم تنها مونس شبهای تنهاییم شده

امیدوارم به سلامتی نی نی داداشی من بزرگ بشه زیر سایه پدرو مادرش

ببخشید روفقام اگه حرفی زدم ناراحتتون کردم خیلی دلم گرفته یهویی به سرم زد که بیام وبمو اپ کنم خیلی وقته ب سری نزده بودم از دوستام بیخبرم  الان مدتیه خونه داداشم هستم میام نت چت  روم هم میرم  از وقتی دوباره برگشتم پی سی  یکمی از فکرام کمتر شده خودمو خیلی مشغول کارام میکنم بازم  اون دوتا چشای ناز عزیزم فریدم   جلومه همیشه باهامه

 خدا ازت نگذره دیشب شنیدم باباش  به فرید زده مچ دستشو تاب داده دردش کرده ولی بچم اشکی نریخته خاک تو سر من که  ازت بیخبرم  عشقم راهی ندارم که ازت خبری داشته باشم دیگه تل هم باهام صحبت نمیکنی مامانی فدای اون صورته نازت میدونم همه  کم محلیات دلیل داره

نازنینم هر جا که باشی تمامه وجودمی هستی منی هیچوقت هیچ جا فراموشت نمیکنم

 منتظرت میمونم میدونم میای پیشم

 اخییییییییییییی دورت بگردم همیشه گشنه بودی هر چی میدادم بهت سیر بشو نبودی الان چی میخوری مامانی

 فریدی دورت بگردم الهی مامان خاک پات هر چی که میخورم پشتش نفرین خودم میکنم که  چرا تو کنارم نیستی بخوری

 عشقم از هر نو غذایی که بیرون میخورم سهم تو پولش کنار میذارم برات تا وقتی میای پیشم همشو برات بخرم 

خیلی سخته مامان باشی خیلی سخته مادر باشی ندونی بچتکجاست چه میکنه خداااااااااا خیلی داغونمممممممممممممممم بخدا پوکیدم دارم میمیرم شبا به یاد بچم گریه میکنم روزا با چش پف کرده  قرمز بیدار میشم

 چقدر دروغ بگم مال بی خوابیه شبه نمیخوام کسی بفهمه که من گریه کردم واسه بچم

 خدا ازت نگذره الهی بیچارم کردی

بخشید ببخشید  میدونم قاطی نوشتم درکم کنید حالم خرابه اومدم وبم تا یکمی سبک بشک دارم از دس میرم  حالو روزم خرابه اینا که نوشتم در برابری که زجر میکشم هیچه هیچچچچچچ

بازم میام

نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1391| ساعت 9:58 بعد از ظهر| توسط مهسا{نانی5}|

سلام دوستای عزیزم

همنجور که قول دادم اومدم وبم ا پ کنم

  یه مدتی بود که اینجا  رنگ اپ ندیدیه و گرد همه جا گرفته تو را خداااااااااا ببین چقدر  تار عنکبوت  زده اون گوشه حالم از بوی نم بهم میخوره

 جارو بردارم بیوفتم تو جون این معبد گاه اارمشم جاییی که منو اروم میکنه البته اون زمان هایی که دلم خوش بود اروم بودم

 روزایی که با عشق اپ میکردم مدتی  که گذشت یهویی ناخواسته  از همه چی دلسرد  شدم  به هر بهونه ای میخواستم  وبمو که روزی با عشق با کمک مهسا جونم  دوست عزیزم ساختمش  حذفش کنم

ولی دیشب تا حالا تو  فکرم تو فکر ادامه دادانش

 اگه خدا  کمکم کن و   کمک دوستای  عزیزم بتونم دوباره یه  جون دیگه به این فانوسی عزیزم بدم اخه بیچاره مدتی بود که نفت  فانوسم  ته کشیده بود میدونستم  فانوسی نفت نداره نورش داره به اخر میرسه  که  به امید و یاد شما نوری تو قلبم دوباره روشن شد که بیام وب  اپ کنم حالا بخاطر مدتی نبودم  قاطی پاتی  یه چیزایی میزارم به بزرگواری خودتون ببخشید

 رااااااااااااااااااااااااااسی راسسسسسسسسسی یه  وقت  فکر نکنیین مو بیمعرفتوم نمیام وب  شما دوستام سر نزدومااااااااااااا  مو مغرور نیستوم  موشکلی داشتم که اگه خدا بخواددددددددددددد کمکم کنه همه چی فراموش کنم

  میومدم وباتون کامنت میذاشتم مخصوصا تو اله جونم و حمید  و سامی  خیلی اومدم کامنت گذاشتم کد نمیشد بزنم هیچ وبلاگی من کد نداشتم کامنتم بفرسم واستون یه دونیااااااااااااااااااااااااا مو  شرمنده همتون هستومممممممممم  تو ذات  جنوبیا بیمعرفتی و  غرور نی کوکا و دده عزیزوووووووووم همتون از اینجا ماچ میکنوم

  همگی  مونه ببخشیددددددددددددددد غلط کردوممممممممم اپ میکنوم


بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

 دیگه  مو  حرفی نمیزنوم خودتون با  اپ جدیدوم مشغول کننین

 راسی نظر  یادتون نره این نظر های  شما نور امید واسه منه مرسی

موفق باشید

بیوه نامه نگار

کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار
در آن بود دزدیدند.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن. کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرتار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان 96 دلار چمع شد و برای پیرزن فرستادند.همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.عید به پایان رسیدو چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود:نامه ای به خداهمه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود
خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم.با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند

                                                      


ای روزگاررررررررررررررررررررررررررر

اينجا که دنيا اسمشه ، غربت نشينی رسمشه

با ما که دل پاکيزه ايم ، گويی هميشه خصمشه

دنيا يه روز خودکشيه ، يه روز پر از دلخوشيه

اما برای ما فقط ، يه تابلو نقاشيه

عشق های بی دست و بی پا ، يخ زده در دست های ما

آی روزگار ما زنده ايم ، نفس نکش به جای ما

آی آدما بسه ديگه ، اين برزخه يا زندگی

مونديم جدا ازهمديگه ، فقط به جرم سادگی

         


نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390| ساعت 6:23 بعد از ظهر| توسط مهسا{نانی5}|

 سلاممممممممممممممممممممممممم

 اومدم که بگمممممممممممممممممممممممممممم

 دوباره میخوام اپ کنممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

 دلم تنگلویده واستووووووووووووووووووووووووووووون به زودی میامممممممممممم

 هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

 بوووووووس  تا بعدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390| ساعت 10:14 بعد از ظهر| توسط مهسا{نانی5}|

سلام

سلامم مو

 اومدووووووووووم

سلامممم

سلاممممم

سلامممممم

 سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

 خوووووووووووووووووووووووبیددددددددد روفقااااااااااااااااا

  من خوبممممممممممممممممممممممممما خداراشکر خوبممممم

 امیدوارم همتون خوب خوب لاشید

 بخاطر این غیبت طولانیم منو ببخشیدددددددددددددددددد

 عذر میخوام که نیومدم وبلاگ های نازتون دید بزنم نمیدونم چه خبره تو وبتون شر مندتونم

 مرررررررررررر۳۰ از همه دوستای جون جونیم که وب منو خالی نذاشتین و همیشه محبت دارین به من کوشیک همتون هستم فداتونم میشم خاک پاتوووووووووووووووووووون بووووووووووووووووووووووووووووس

 میگمااااااااااااااااااااااا یه چی بگم ناراحت نشیدااااااااااا میخواستم وبمو حذف کنم نمیدونم همین حالا که کلی امروز مهمان داشتم وخسته بودم قرار بود شب هم بریم ساحلی با مامانی و بچه هاااااااااااا خسته بودم نرفتم. گفتم یه سر بیام از وبم چه خبره هستش نیستش زندست یا مرده نه بابا دیدم به لطف شمااا عزیزانم هنوزم  هستش و از محبت دوستام مهربونیاتون سرازیر از عشقه ونورانیه

 خوشحالم دوباره اومدم کنار عزیزانم دوستون دارم امیدوارم بتونم  مثل قبلاااااااااااااااااااااا بودا  وبمو اپ کنم یکمی تنبل شدم نه که مدتی نت وصل نبودم خونه مامانی بودم   دیگه شدم تنبل خاااااااااااااان

 خیلی از این وب دور شده بودم بد جور  بد شده بودم خودم نمیدونستم امشب حتما خودمو تنبیه میکنم که عزیزامو از خودم بیخبر گذاشتم  هوووووووووی مهسا نانوو از شام خبری نی امشب تنبیه شدم تا صبح گشنه بخوابم که دیگه دوستامو تنها نذارم

 دوستون دارمممممم  خدا رو شکر میکنم بهترین ها دوست وعزیزم هستن فداتووووووووووووووووووووووووووووووووون خودم چپ و راست راستو چپ

 بشین پاشو میرم واستون تا صبح تنبیه خودم میکنممممممممممممممممممممممممممممممممممم دوستون دارم دیگه چی بگمم تا ارومم بشم اخه عقده ای شده بودم ازتون دور بودم

 ووووووووووووووووووووووویش فریدو نمیذاره میگه گشنمه ول این کامپیوتر لعنتی کناااااااااا ولش کن گشنمه با پاش داره میزنه به سیستم بچه ننررررررر لووووووووووووووس مثل باباشه یه دنده ولجباز مثل لاشخورن واسه خوردن من برم تا بیشتر تنبه نشدم یه سر هم  برم پی سی چه خبره دوستون دارم  دربست تا  قیامت

نوشته شده در جمعه ششم خرداد 1390| ساعت 10:25 بعد از ظهر| توسط مهسا{نانی5}|

پخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

سلاممممممممممممممم روفقاااااااااااااااااا

درود بر شما و قبله عالمممممممممممممممممممممممممممممم

  میگمااااااااااااا چی بگم واسه غیبت این چند روزممممممممممممم

 اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخی هق هق گررررررررررررررررررررررریه بذرید گریه کنمممممممممممممممممممم

 بعد بگم چی به سر نوشت شومم اومد ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

 گررررررررررررررررررررررررررررررررررررریه هووووووووووووووووووووم هق هق اشششششششششششششششششششک

   دوستاااااااااااااااان عزیزممممممممممممممممممممممممم

 خووووووووووووبید

 من خوفممممممممممممممممممم کسی نگرانم نشه

 من اسباب کشی داشتم مدتی هم که میبینید نیستم اذیتتون کنم اخخخخخخخخخخخخخخخخخخی

 ولی میام تو دلتون در میارم بدون من خوشید ارررررررررررررره؟

 روفقاااااااااااا این خونه دیدم مشکا پی سی ام داریم  ا دی اس ال وصل نمیشه

  با التماس دروغ و خوااااااااااااااااهش تمنا گفتن اسفند ماه وصل میشه نتمپ الانم خونه داداشم هستمممممممممممممم

 اومدم واسه نهار

 وای الان تو اتاق خوابشون هستم هی میگن برو از اتاقمون بیرون خیلی بدن بخدااااااااااااااا

 ای خداااااااااااااااااااااااااااااااا چرا منو از نت گرفتی ای خدااااااااااااااااا جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ داد

 دلتنگ همتون هستمممممممممممممممممممم دوستووون دارممممممممممممممممممم

همیشه بیادتون هستم

 به زودی میامممممممممممممم

 باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای باااااااااااااااااای گل گلی های من

 داداشم سیستم لازم داره گداااااااااااااااااااااااااااا

 باااااااااااااااااای

نوشته شده در جمعه هشتم بهمن 1389| ساعت 12:19 بعد از ظهر| توسط مهسا{نانی5}|















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت